سالمندان اراک    (آلزایمری استان مرکزی (alzheimer-arak)

سالمندان اراک (آلزایمری استان مرکزی (alzheimer-arak)

عکس . فیلم ٬گزارش ،عملکردوبازدیدها ی مردمی و.... ازفعالیت بانوان خیرانجمن آلزایمرخیریه امام جواد(ع)ااستان مرکزی ثبت320
سالمندان اراک    (آلزایمری استان مرکزی (alzheimer-arak)

سالمندان اراک (آلزایمری استان مرکزی (alzheimer-arak)

عکس . فیلم ٬گزارش ،عملکردوبازدیدها ی مردمی و.... ازفعالیت بانوان خیرانجمن آلزایمرخیریه امام جواد(ع)ااستان مرکزی ثبت320

داستان

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....

 یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله

بکش عجله دارم .....

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو

می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو

واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری

 اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا

 بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال

 گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا

پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه .....

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ


داستان

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که

 مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و

هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با

لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با

لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند

و از پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار
حرکت می‌کنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن

باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای

پسرتان پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم.

امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند !!!

عیدغدیر مبارک

عیدغدیر خم برهمگان مبارکباد 

 

سالمند

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .           ادامه مطلب ...

ابزاری که خاطرات آلزایمری ها را زنده می‌کند

ابزاری که خاطرات آلزایمری ها را زنده می‌کند

محققان ابزار موسیقیایی ابداع کرده اند که می تواند با پخش موسیقی های دیجیتال آشنا برای افراد آلزایمری خاطرات فراموش شده آنها را دوباره زنده کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، ترکیبی از فناوری RFID و آواهای موسیقیایی در تکه فلزی طلایی رنگ و نیمه شفافی که بر روی جعبه ای چوبی قرار گرفته، ابزار موسیقیایی را به وجود آورده است تا با پخش موسیقی دیجیتال خاطرات اسیر در ذهن بیماران آلزایمری را آزاد کند.

این نمونه بر اساس این فرضیه که بیماران آلزایمری خاطرات خود را از دست نمی دهند بلکه تنها امکان دسترسی به آنها را ندارند، ساخته شده است.

 

 ابزاری که خاطرات آلزایمری ها را زنده می‌کند

این ابزار از توانایی قشر پیشانی میانی مغز، یکی از آخرین مناطقی که تحت تاثیر آلزایمر قرار می گیرد، استفاده می کند، این منطقه با خاطرات آشنا، موسیقی و احساسات در ارتباط است. به این شکل با استفاده از این ابزار همراه بیمار موسیقی را که در جسم کروی فلزی با عملکردی مشابه آنتنهای RFID  ضبط شده انتخاب می کند تا از طریق آن ارتباط خود را با بیمار آلزایمری برقرار کند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، زمانی که موسیقی از طریق جسم کروی فلزی در مرکز جعبه چوبی پخش شد، انتظار می رود مسیر خاطرات بیمار به سوی فردی که موسیقی را انتخاب کرده باز شود و به این شکل افراد بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

پنجمین اردوی تفریحی درسرچشمه محلات

پنجمین اردوی تفریحی مددجویان مرکز طلوع اراک به شهر محلات